درسرزمین شیرو خورشید یا ایران مدرن- لندن 1893
دکتر ویلز یک طبیب انگلیسی است که در سالهای 1866-1881 در مناطق گوناگون ایران زیسته و طبابت کرده است. تجربه زندگی اش را در این سالها نوشته و در1893 در لندن منتشر کرده است: درسرزمین شیرو خورشید یا ایران مدرن، عنوان کتاب اوست که یک فصل آن را برای شما ترجمه کرده ام. ا.س.
فصل هفدهم
اصفهان
هزینه زندگی درایران بسیار پائین است و برای این که ازهزینه واقعی اطلاعاتی به دست بدهم می توانم بگویم که من با 500 لیره درسال دراصفهان می توانستم این هزینه ها را بپردازم.
یک آشپز 50 قران ماهانه
یک پیشخدمت 40 قران ماهانه
یک دستیار پیشخدمت 25 قران ماهانه
یک فراش 25 قران ماهانه
یک ظرفشور 20 قران ماهانه
یک پسربچه 15 قران ماهانه
یک میرآخور 30 قران ماهانه
یک میرآخور 20 قران ماهانه
زنی که لباس می شوید 25 قران ماهانه
یک دستیارلباس شور 15 قران ماهانه
جمع 265 قران حدودا ده لیره
غذا ولباس این خدمتکاران به عهده خودشان بود فقط غذاهای اضافی منزل مرا مصرف می کردند. درخانه من، 14 لیره هم هزینه تنباکو بود که بطور متوسط ماهی 8 قران می شود. یک یک صبحانه مفصل شامل 3 یا 4 غذای مختلف درساعت 12 صرف می شد و صبح پس از بیداری، چای و غذای سبک بود. درساعت 8 شب شام شامل 4 نوع غذا به اضافه دسر سرو می شد. روزها قبل از اسب سواری، حدودا ساعت 4 بعدازظهر هم چای و کیک می خوردم.
کل هزینه من، زنم و دوبچه و نرس انگلیسی، هزینه نگهداری 5 اسب، کرایه خانه ما، حقوق خدمتکاران حدودا ماهی 35 لیره می شد. البته حقوق نرس انگلیسی و هم چنین بهای شراب ها و غذاهای کنسروی اروپائی را دراین رقم منظور نکرده ام. البته بگویم که به غیر اززمانی که آدم به سفر می رود و یا غذا به دشواری گیر می آید و یا غذای خوب کم است، غذاهای کنسروی اصلا مورد نیاز نیست.
به تجربه من، هزینه زندگی دراصفهان، تهران و تبریز شبیه یک دیگر است. درهمدان و کرمانشاه قیمت ها بسیار کمتر بود ولی الان فکر می کنم مثل یک دیگر شده اند.
همان گونه که درجای دیگر گفته ام هیچ اروپائی خودش به بازار نمی رود. برای این که از یک مغازه دار ایرانی تخفیف بگیری هم چانه زدن لازم است و هم اتلاف وقت و تصورات شان از ثروتمندی اروپائی ها آن چنان اغراق آمیز است که به سختی یک اروپائی می تواند با اینها معامله کند.
لیست قیمت ها دراصفهان در 1882
برنج من شاه ( حدودا 6.5 کیلو) 2 قران
گوشت گوسفند، من شاه 2 قران
گوشت گاو، من شاه 1.5 قران
مرغ، عدد 0.75 تا یک قران
جوجه، عدد 0.33 قران
کبک، عدد 0.5 قران
تخم مرغ ( 40 تا 60 عدد) 1 قران
کره، من شاه 5 قران
قهوه، پوند( تقریبا نیم کیلو) 1 قران
تنباکو، من شاه 4 تا 12 قران
سیب زمینی، من شاه 0.5 تا 2 قران
هیزم، بار ( حدودا 130 کیلو) 2.5 قران
قند، پوند 0.75- 1 قران
ذغال الک شده، من شاه 0.5 تا 1 قران
ذغال الک نشده، من شاه 0.25 تا 0.5 قران
انگور، من شاه 0.35 تا 0.75 قران
شمع، من شاه 4 قران
نان، من شاه 1- 1.5 قران
ازاصفهانی ها و تهرانی ها انتظار صداقت نمی توان داشت ولی شیرازی ها بسیار قابل اعتمادند. یک عادت خاصی دراصفهان وجود دارد که احتمالا ریشه اش قواعد مذهبی است. مردی می رود به سراغ تاجر وقراری می گذارد. صبح روز بعد « دبه » در می آورد و می کوشد به تعهداتش عمل نکند و خیلی خونسرد می گوید « مغبون شدم» و درنتیجه، معامله باطل است . برای کاستن از قیمت توافق شده و یا وقتی قیمت محصول متغیر است ، مثل تریاک و برای بهره گرفتن از بالا وپائین رفتن قیمت دربازار، این کار بسیار متداول است. به همین دلیل، همه قراردادها باید کتبی باشد و دراصفهان هم برای کاستن از احتمال بهرزدن معامله پرداخت یک بیعانه مفید خواهد بود.
تفاوت بین خرده فروشی و عمده فروشی بسیار چشمگیر است و خرده فروشان هم کم اتفاق می افتد که به سودی کمتر از 20 درصد راضی باشند. نرخ بهره معمولی دربازار 12 درصد است و یا 1 درصد هرماه نرخ بهره ساده. اغلب و تقریبا همه معاملات تجاری نسیه انجام می گیرد و تخفیف برای خرید نقدی یا یک قیمت متفاوت برای پرداخت نقدی یک استثناست.به واقع معامله نسیه آن قدر متداول است که قیمت یک شیئی را با طول ماه مشخص می کنند. یعنی در مورد قند ممکن است قیمت یک من شاه، یک تومان باشد بطور نسیه برای 4 ماه یا وقتی قیمت ها نزول می کند، برای هیجده ماه . قیمت ها معمولا با 4 یا 18 اعلام می شوند. یعنی برای چه مدت می توان نسیه معامله کرد. بخش عمده ای از معاملات عمده فروشی از طریق دلالان انجام می گیرد که به صورت تاجران سیار عمل کرده بادریافت حق کمیسیون معمولا از هر دوطرف سفارش می گیرند. دربین دلالان تعداد ناچیزی آدمهای صادق می توان یافت ولی آدمهای صادق اساسا استثنا هستند تا قاعده.
درمیان نژاد ایرانی ها، تاجران ازبقیه متعصب تر و خسیس تر اند. تنها وقتی که از کار بازنشسته می شوند فرصتی برای خودنمائی پیدا می کنند. هرگونه ظنی درباره ثروت باعث می شود تا توجه قدرتمندان جلب شده و زیاده خواهی نمایند.
همه اختلافات بین تجار با مراجعه به مجتهد یا معلمان قوانین مذهبی رفع می شوند. هیچ هزینه ای علنا برای محضر پرداخت نمی شود ولی رشوه های کلان اغلب بکار برده می شود. با توافق طرفین مشکلات به حکم ارایه می شود و مجلسی از تجار که ازسوی شاکی و متهم انتخاب شده اند درمنزل ملائی جمع می شوند. آنهائی که به عنوان حکم کار می کنند مشکل را با رضایت طرفین حل می کنند. اغلب یک قضاوت قاطع به نفع یا علیه متهم و شاکی نمی شود. تقریبا همیشه مصالحه انجام می گیرد. موارد بی عدالتی علنی خیلی نادر است ولی وقتی چنین می شود، تجار تصمیم می گیرند دیگر سراغ آن قاضی نروند مگر این که تصمیم غیر رضایت بخش را بازنگری کند. به تهران اعتراض می کنند و اگرقاضی کله شقی کند، معمولا برکنار می شود.
چون هر دوطرف رشوه می دهند، به عنوان یک قاعده قضاوت منصفانه می شود.
مغازه داران طبقه فرودست تجاراند. یک مغازه دار چون از خود سرمایه ای ندارد همه اجناس را نسیه می خرد. به عنوان یک قاعده هر محصولی دو قیمت دارد. یک قیمت، قیمت نقدی و دیگری هم قیمت نسیه فروشی آن است. بد ترین جنس ها را به خریداران نسیه می فروشند و حتی کم فروشی هم می کنند. با مشتریان نقدی که مغازه دار بسیار مایل است آنها راحفظ کند، بسیار بهتر برخورد می کنند.
کاسب یا صنعت کار خرده پا به عنوان یک قاعده کلی آدم پاک و صادقی است. رقابت سالمی درجریان است چون تجار مختلف دریک محل گرد هم آمده اند و این گرد هم آمدن نیز پی آمد سنت و عادت است نه این که اجباری درآن باشد. به این ترتیب همه مس فروشان در یک بازارند و سروصدائی که ایجاد می کنند به راستی کر کننده است.
همه آنچه که بوسیله محلی ها/ بومی ها ساخته می شود خیلی محکم و اساسی اند. دیگهای غذاپزی همیشه از مس محکم برای نسل ها دوام می آورد ووقتی هم کهنه وقدیمی می شود به عنوان مس قدیمی به نصف قیمت مس جدید به فروش می رود. نقره کاران هم معمولا در همان حوالی کار می کنند، بعضی هاشان مهارت زیادی دارند ولی محصولات با کیفیت پائین که معمولا روستائیان متقاضی شان هستند، کیفیت کار را کمی پائین می آورد. بشقاب های باریک که با نقره قلمکاری شده با گل و گیاه به عنوان قاب آئینه متقاضیان فراوانی دارد. ورق های نقره را درکوره ها عمل آورده با چکش برآن می کوبند. نتیجه کار خیلی خوب است. بازوبند برای حفظ طلسم خیلی طرفداردارد و معمولا از طلا، یا نقر، یا فولاد همراه با طلا آنها را می سازند.
فولاد را به طرز زیبائی رگه دار می کنند و بخش عمده اش تزئین شده و با طلا منبت کاری شده است. ولی قیمت بسیار بالای این نوع فولاد کاری و تقاضای دائمی برای صادرات موجب شده که این اجناس گران باشند. گروه های کفش دوز متنوع اند. کفش دوزها و دم پائی سازان از چرم های رنگین کفش می دوزند و یا دم پائی های ساغری که معمولا زنها آن را می پوشند. این دم پائی ها تنها همان ابتدای مچ پا را می پوشاند ووقتی نو است بسیار زیباست. اینها را باپاشنه آهنی می سازند که خودش رشته مجزائی است.
ارسی دوز یا کسانی که کفش مردانه می دوزند تجارت مجزائی دارند و چکمه دوزان با این دو تفاوت دارند. این چکمه ها راهمیشه اندکی بزرگتر می دوزند که راحت از پا دربیاید و برای سفرهای طولانی مدت برروی اسب از پوتین های مشابه اروپائی بسیار بهتر است. گیوه دوزان هم هستند که گیوه می دوزند که رویه اش پنبه ای است و بوسیله زنان روستائی بافته می شود که اصطلاحا به آن می گویند « جوراب» و آن را بر یک تخت گیوه که خودش تجارت دیگری است می دوزند. تخت گیوه را هم مثل قالی می بافند وبعد درحاشیه با استفاده از شاخ برایش چیزی شبیه به نوک می گذارند. گیوه ها سبک وزن و خنک کننده اند و برای راه رفتن بسیار مناسب اند و معمولا در تابستان مورد استفاده قرار می گیرند. جوراب هم نمی پوشند و به همین خاطر، در کوه پیمائی و به خصوص به خاطر ثباتی که تخت گیوه به آدم می دهد هیچ پاپوش دیگری با گیوه برابری نمی کند. وقتی کثیف می شود آن را با گل سفید، سفید می کنند. یک جفت گیوه معمولی بین 2 تا 5 قران قیمت دارد. البته می توان برای یک جفت گیوه نقش ونگار دار و گل دوزی شده تا یک لیره هم پرداخت.
مچ پیچ از چرم ساخته می شود و فاصله بین زانو و مچ پارا می پوشاند. متقاضیان آن مردان قبایل، مهترها و چارواداران هستند چون اگرچه به اندازه چکمه مفید است ولی بسیار ارزان تر است. معمولا با چرم گل دوزی شده تزئین می شود و اینها را با گیوه، نعلین و کفش های زمخت می پوشند. ترکش دوزان هم فروشنده و سازنده کالاهای چرمی از قبیل کیف تپانچه، افسار، زین و غیره اند.
عطار هم فروشنده همه داروهائی است که از آنهادرکشور استفاده می شود. بخش اعظم شان گوشت نمک زده و خشک و حتی چای هم می فروشند.
علاف ( علف فروش)هم گندم و علف و کاه می فروشد و هم چنین شبدر که خشک شده است و به صورت ریسمان درآمده، فروشنده چوب وذغال هم هست.
بقال، مخلفات می فروشد از جمله خشک بار، سبزیجات و هرآن چیزی که یک روغن فروش در انگلیس می فروشد. بعضی از محصولاتی که علاف معمولا به طور عمده فروشی به فروش می رساند، بوسیله بقالها به مردم خرده فروشی می شود.
رنگرزان درایران کارشان پر رونق است چون اغلبپارچه های پنبه ای، چیت، چلوار خریداری شده و بعد رنگ می شوند. رنگرز را همیشه از رنگ دستهایش می توان تشخیص داد که معمولا به رنگ آبی تیره یا دیگرسایه های آبی است چون باید از نیل در رنگرزی استفاده نماید. همه شلوارهای مردان، چادر زنان وپیراهن طبقات به سرعت با نیل رنگ آمیزی می شود. ایرانی ها رنگ هائی که سریع نیستند را دوست ندارند، مثل رنگ شیمیائی، جوهر و ترجیح می دهند از همان رنگ های قدیمی یعنی روناس، ویا نیل استفاده نمایند.
خیاط ها درهمه موارد همه چیز را برای مشتریان خود می دوزند. در این جا لباس ازپیش دوخته و شلوار کوتاه ناشناخته است. خیاط همیشه پالتو را درحضور مشتری اندازه گرفته، می برد. قیمت دوختن یک پالتو یک تومان است یا به عبارت دیگر، برای یک خیاط مزد 2 یا 3 قرانی دریک روز. خیاط زنانه با مزد کمتری کار می کند و برای روزی نیم قران به اضافه ناشتائی هم کار می کند. همه دوختن ها با نخ ابریشمی انجام می گیرد که به صورت وزنی خرید وفروش می شود.
اطو کش ها برای این بکار گرفته می شوند تا لباس های نه چندان مرغوب را که از چلوار ساده یا گل دار دوخته شده است اطو کنند. اطوکشی هم به این صورت است که طرح را با استفاده از گوشه های اطو روی پارچه قرار می دهند و بعد با اطو که به واقع عموما اطوی جعبه ای است که با ذغال پرشده است و اغلب هم چیزی بیشتر از یک قطعه فلز گرم شده نیست، اطو می کنند. اطو کش معمولا از یک کوزه دهن گشاد و بزرگ استفاده می کند، آن را میان پاهایش نگاه داشته پارچه را رویش اطو می کند. اطوکشها هم چنین آنچه را که برای ضخیم کردن لباس زیر لازم است آماده می کنند.
مغازه های کوزه گری فراوان اند. لگن برای ذغال، کوزه برای انبار کردن گندم با خاکی که در آفتاب خشک می شود، ساخته می شود. البته ظروف ساخته شده ازگل رسی که در آتش پخته می شود هم برای فروش ارایه می شود. قلیان ها وسرچپق های ارزان ، گلدان براق به رنگهای سبز، آبی، و بنفش، کاشی، خمره برای شراب، آب یا سرکه ، لگن چه، ظروف آب خوری که طوری ساخته می شوند که آب را خنک نگاه می دارد. این ظروف رنگ پریده، زرد متمایل به سبز و بسیار شکننده اند. بهترین نوع اش را درکاشان می سازند. ظرفهای محکم تری از خاک رس سرخ ساخته می شود و به رنگهای گوناگون لعاب داده می شود. یک نوع خاک سیاه رنگ هم زیاد مورد استفاده قرار می گیرد و آن را به رگه های نقره تزئین می کنند و این ظروف بسیار جالب اند.
هنر ساختن سفالینه هائی که شبیه به متالیک باشند درایران از بین رفته است. آن کاشی های ایرانی دیوار که دراروپا این همه طرفداردارد دیگر در این جا پیدا نمی شود. بدلی های خیلی خوبی دراصفهان ساخته می شود ولی هنر ساختن موزائیک ها ی براق از بین رفته است.
بخش عمده ای از آجر که به دلیل بودنشان در مزارها تحت حمایت نبود، تا به همین جا به سرقت رفته اند و واهمه از رسوا شدن دلیل عمده ای است که باقی مانده ها به سرقت نرفته اند. اینها شبیه به ماهیان در آب اند که بالاخره در تور می افتند. نکته این است که قدرتمندان محلی ستون سنگی یک پارچه که از مرمریزد ساخته شده و قبر حافظ را می پوشاند، را هم اگر قیمت پیشنهادی جذاب باشد، خواهند فروخت.
کاروانسراها در شهرهای عمده با حجره احاطه شده اند و این حجره ها هم یا با یک کرکره چوبی یا پنجره بلورین محافظت می شوند. در این حجره ها تجار معاملاتشان را انجام می دهند و در اطاق درونی، که گاه به آن انبار هم می گویند و با یک دریچه سنگین به بخش بیرونی راه دارد، صندوق محکمی هم هست که محصولات باارزش تر را در آن حفظ می کنند.
بانکداران درایران به صورت تجار خرده پا ملاحظه می شوند. درواقع کارهای صرافان همیشه مورد تحقیر قرار می گیرد. چون از ضعفا ربا می گیرند و کسی که ربا خواری می کند نمی تواند یک مسلمان خوبی باشد چون دراسلام ربا خواری حرام است. کل ابزارهای اداره اش معمولا یک چارپایه است دربازار که روی آن گردن بند طلا، نقره و سکه های مسین و جواهرات دیگر که اغلب بی عیب نیستند، قرار دارد. سود اصلی او از ارسال پول ازیک شهر به شهر دیگر و خرید وفروش اوراق مالی در هندوستان و لندن به دست می آید. تعداد معدودی از بانک داران درکاروانسرا حجره دارند و در موقعیت تجاراند ولی هیچ گونه پیشخوان از چوب ماهون و صفی از منشی ها وجود ندارد. کمی کاغذ پاره این ورو آن ور ویک برده سیاه پوست اغلب همه کارمندان یک صراف را تشکیل می دهد. بانکداران با همین حداقل امکانات و کارمندان این همه کار می کننند. طلا تا این اواخر به ندرت رویت می شد و چون همگان به قران و نیم قران پرداخت می شدند شمارش پول بسیار کسل کننده ووقت گیر بود و قران های کم عیار هم کم نبودند. شیوه معمولی این بود که برای مثال ده تومان را به قران می شمردند و بعد آن را وزن کرده و سپس بقیه پول به این ترتیب، با وزن کردن شمرده می شد. بعضی از این صرافان بسیار قابل اعتمادند و ثروت خارق العاده ای انباشت کرده اند. حاجی میرزا کاظم درشیراز یکی از آنهاست. او یکی از معدود صرافانی است که از سوی هم شهریانش به عنوان یک مسلمان خوب و از سوی ایرانی های دیگر و اروپائی ها به عنوان یک آدم خوب، مورد احترام است. اصفهانی ها آن قدر به دوز وکل شناخته شده اند که حاجی محمد صادق، یک اصفهانی ساکن شیراز خودش به من گفت، « یک تاجر در اصفهان برای زنده ماندن باید سردیگران کلاه بگذارد و اگر می خواهد به زندگی اش رونق بدهد باید بدزدد».
